نام کاربری:
پسورد:
اعضای انجمن(53) ارتباط با مدیر انجمن آموزش قرار دادن عکس و آهنگ در مطلب چه مطالبی تایید یا رد می شوند؟ رفع ایراد لینک اضافه نظرات انجمن
جستجوی انجمن
عناوین پر بازدید ماه
در مسیر گردباد...1 - 349 بازدید
در مسیر گردباد...2 - 341 بازدید
عاشق واقعی ... - 333 بازدید
در مسیر گردباد...3 - 266 بازدید
در مسیر گردباد...7 - 255 بازدید
مدیریت انجمن:

سعید نوروزی میانجی
توهم (2)
توهم ........ خودم و به دیوار راهرو چسپانده بودم . ... تاریخ درج:۹۱/۰۳/۰۲ - ۲۱:۴۷
توهم (1)
توهم ........ با صدای عجیبی وحشت زده از خواب پریدم . ا... تاریخ درج:۹۱/۰۳/۰۱ - ۲۰:۴۳
در مسیر گردباد..پایان
  روزهامون سخت ولی شیرین میگذشت..روزها ماه میشد و ماهها سال.. هنوز نتونسته بودم برای ترک اعتیادم کاری بکنم..برای اینکه تابلو نشم مصرفمو بیشتر میکردم..  یه سال از ازدواجمون گذشته بود.. مژده بهم گفت قراره سه نفر شیم..خوشحال شدم.... تاریخ درج:۹۱/۰۲/۳۱ - ۱۴:۴۴
در مسیر گردباد...12
  یه شب تو همون هفته با پدر و مادرم قرار گذاشتیم و رفتیم خونه ی مژده اینا.. رفتارشون باهامون سرد بود..شاید میخواستن نشون بدن راضی به این وصلت نیستن.. ولی مژده خوشحال بود..از دفعه ی پیش خیلی لاغرتر و زردروتر شده بود.. میدونستم این چ... تاریخ درج:۹۱/۰۲/۲۹ - ۲۲:۰۱
عروسک چهارم و شاهزاده
روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به ... تاریخ درج:۹۱/۰۲/۲۸ - ۲۰:۲۹
در مسیر گردباد...11
  مثل قبل چسبیدم به کار و زندگیم...با این تفاوت که بعد شرکت یکراست میرفتم کارگاه پیش دوستام.. فکر میکردم اونجا تنها جائیکه میتونم به ارامش برسم..آرامشی که برام داشت و ارومم میکرد.. مژده رو فراموش نکرده بودم ولی سعی میکردم بهش فکر نکنم تا راحت تر ... تاریخ درج:۹۱/۰۲/۲۷ - ۲۰:۱۰
یک جفت کفش طلایی.....!!!!
روزی دخترکی که در خانواده ای بسیار فقیر زندگی  می‌کرد از خواهرش پرسید مادرمان کجاست؟ خواهر بزرگش پاسخ داد که مادر در بهشت است؛ دخترک نمی‌دانست که مادر آنها به دلیل کار زیاد و بیماری صعب العلاج، چشم از جهان فرو بسته بود. کریسمس نز... تاریخ درج:۹۱/۰۲/۲۶ - ۱۳:۱۰
در مسیر گردباد...10
  با ترس و اضطراب وارد اتاقش شدم..پشت میزش نشسته بود و حتی نگامم نمیکرد... فهمیدم قراره محاکمه شم و حرف بشنوم..آروم رفتم جلو و سلام دادم... سلام ایرج خان..بشینید...و شروع کرد به ورق زدن پرونده های روی میزش.. لحظه ها  سنگین میگ... تاریخ درج:۹۱/۰۲/۲۵ - ۱۹:۱۶
دختران باهوش ایرانی
... تاریخ درج:۹۰/۱۲/۲۱ - ۲۲:۵۴
در مسیر گردباد...9
  روز خواستگاری مشخص بود...باید میرفتم و با پدرومادرم صحبت میکردم میدونستم با حرفای من عوض نمیشن ..ولی باید سعیمو میکردم تا که واسه اون شب مشکلی پیش نیاد حساسیت پدر مژده رو میدونستم..میدونستم راضی نمیشه.. میدونستم منو با این اختلاف... تاریخ درج:۹۱/۰۲/۲۳ - ۲۰:۴۳
مطالب گزیده هفته:

حسین حامی: توهم (2)



حسین حامی: توهم (1)


اپیلاسیون (خانم خانما)اپیلاسیون (خانم خانما) چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغاتسریع ترین اینترنت هوشمند میانهاهنگ بسیار زیبا و پر طرفدار میگن هیچ عشقی تو دنیا از مهدی احمدوند اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio* ماجرای خواندنی شعر معروف شهریار درباره حضرت علی(ع)اقامتگاه امام زمان‌(عج) دار قالی و دخترکاگر فرصتی داشت...